بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

302

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

از قرحهاى آن چسپيده باشد و ضيق آخر نفس و گرانى سينه او محل شش و بيرون آمدن ماده بعسر و سرخى رخسار و عدم علامات مقدم بران دال بود يا ماده در عروق شريان شش بود و اين قسم بد باشد و بسيار منجر گردد و بخفقان و حناق قلبى بواسطه منع ماده نفوذ هوا را بدل و بطلان ترويج و اين ماده گاهى در شش متكون گردد بواسطه حصول سوء المزاجى بارد در شش و تهييج روح و حدوث تدريجى اين علت شاهد آن بود و گاهى از دماغ بر شش ريخته شود و علامات نزله و بعضى اوقات دماغ چون صداع و ثقل سر و تمدد و حدوث مرض دفعة بدان گواهى دهد و يا سبب مرض بادى بود غليظ در گذرهاى نفس كه مزاحم هواى نفس گردد و خفت صدر و تخفيف يافتن از استعمال چيزهاى بادشكن و پرهيز كردن از چيزهاى بادانگيز بران دال بود امّا سبب بخارى دخانى سوداوى بود چنانچه در ضيق گفته شد و علامات سودا و حرارت قلب و خفقان و زياده شدن از حركت قليل و خوردن گرميها بدان اشتهاد نمايد و باشد كه از حدوث حرارت غريبه در دل اين عسر پديد آيد و باشد كه بسبب پر شدن معده از غذا تنگىها و سردى نفس پديد آيد به جهت مزاحمت معده حجاب را و زائل شدن آن بعد گذشتن طعام بران شاهد بود و بسيار بود كه ربويه ذات الريه منتقل گردد علاج آنجا كه سبب بلغم غليظ بود از نزله تدبير بدستورش بايد كردن و نقوبت و مسهل بلغم دادن بعد نضج تام و در اوايل جهت نضج هر روز جلاب به عرق سوسن و عرق گاو زبان جوشانيده دادن و غذا سبوس آب گندمى با شكر بقوام آورده دادن با حسوى كه از آرد باقلا و شكر ساخته باشند با باقلاى تر غالب در جلاب قند يا در عسل آب جوشانيده يا كاجى قندى كه تخم مرواريد و تخم ريحان و اندك حلبه و اندك باديان در ان باشد و اگر آرد گندم و آرد باقلا در كاجى نصف نصف باشد اولى بود و اگر ماده سخت غليظ جاى عسل و نان عسل بر فالودهء عسل با روغن بادام شيرين مفيدتر آيد و در اواسط شورباى جوجه مرغ و شورباى خروس بتخصيص خروس پير كه ماش مقشر و نخود و باقلا و اندك زنجبيل در ان باشد بايد دادن هر روز در طرف صباح و در طرف شب از همان غذاها مقدم دادن و از آب تا ممكن بود مريض را حذر كردن خصوصا و در طرف شب آب سخت سرد قطعا نشايد خوردن و در اواخر گوشت كبك و كبوتر جوان و گنجشك و اشباه آن بود كه مطنجنه ساخته باشند و زيره و گشنيز و دارچينى و زعفران و زنجبيل و سعتر و فلفل و امثال آن در آن كرده نافع و بعد مسهل بلغم قى كردن و بمقيات بلغم بتخصيص